شعر

وقتی که اصلا جاده ای نبود راه افتادم  

      و 

    تو چنان از بیراهه امدی که حتی روز از روی تقویم رومیزی ام ریخت ...

نمیدانم کدام روز بود همان روزی که 

اصلا شنبه نداشت ،گیج بود !

مثل تمام شعری که میخوانی 

حیاط خلوت خانه ام باز است برای سیبها !

 سیبهایی که پاییز از خوردن آنها عار دارد 

راستی بیا ؛بیا بگو دوستت دارم و بمیر و 

نگاه کن مرا که چه سیب را پاره میکنم 

  اینروزها    عشق یعنی اخرین زنی که می اید

مردم همینها را می گویم :خیلی با نشاط شده اند 

از فتح میخوانندو به بیان ختم میکنند 

سیبها را نمی دانی ؟ چه فروشی دارند  مثل :صدای ..

آهنگران برای دیوانه ها ......

لاله های پارک لاله هم دیگر سیب در می اورند 

 اصلا بیخیال 

بیخیال کسیکه یک عمر زندگی را آرزو میکرد  اما 

میان تاول انگشتانش بادبادک داشت 

و ان سیب همانی که انقدر روی خنده هایش راه می رفت تا مرا هم به تلو تلو کردن بیاندازد و پاییز مرا هم پس بزند !

چقدر میدانم :از سکوت تا سکته ،از التهاب گفتار تا عشق 

اصلا بیا...

بیا و باز هم بیخیال اینهمه بیا نمک فروشی کن !  با 

   تمام اشکهایی که من برایت ریختم   اینروزها 

عشق یعنی :آخرین زنی که می اید    

    آنروزها :عشق یعنی پرواز را به خاطر بسپار .....  

      مرا   نه !      پرواز را 

       سیب را    نه     دریا را ........      .

 

(پاییز هشتادو یک ؛تاثیر از یکی از کارهای عبد الرضایی ) 

/ 34 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سلام

هر شر و وری شعر نیست

مهران

هر شر و وری شعر نیست سلام رفیق خیلی اتفاقی پیدات کردم باهات موافقم که :هر شر و وری شعر نیست " خودت چی موافقی؟؟[نیشخند] اگه بگم دلم برات تنگ شده زیاد دروغ نگفتم تهران اومدی ب م سر بزن شمارمو از رسول بگیر آدم برفی

نارسیس

زیبا و تاثیر گذار... در کل جالب بود موفق باشی

الهام قریشی

هیپنوتیزم نبود من سال های خستگی ام را توی چشم های تو خوابیدم روی فیلی که هندوستان نداشت

ایران

آپم با متن ترانه ی جدید ابی (تصمیم) و لینکی برای دانلود این ترانه ی استثنایی (تصمیم ترانه ای برای انتخابات)

ایران

سلام بروزم با متنی درباره ی این انتخابات دروغین حماقت ملت یا دخالت دولت

نرگس امامی

ممنونم شعر زیبایی بود اوضاع خیلی بدی شده هر روز نا امید تر میشم...

علی

بالاخره امتحان ها هم تمام شد و من حریص تر از همیشه به جان شعرها و داستان ها و کتاب های نخوانده ام افتادم.به جان غزلگیجه ای که دارد توی شب های اشتهاآور تو به روز می اندیشد... با این ها به روزم: انتخابات:از چشم های سیاه تو تا رأی های سفید من.... میم مثل مادر:این را با لهجه ی لالایی هایم بخوان.... معرفی کولاژ...تشنج کلمات...و آوازهایی که باد برد کوتاه ِ کوتاه ِ کوتاه! و چهارپاره ای که شاگرد کوچک نقدهای شماست! «برایت حرف دارم پس برایم حرف خواهی داشت» بی صبرانه منتظر حرف هایتان هستم! با احترام: صدیقه حسینی_غزلگیجه

صدیقه حسینی

بالاخره امتحان ها هم تمام شد و من حریص تر از همیشه به جان شعرها و داستان ها و کتاب های نخوانده ام افتادم.به جان غزلگیجه ای که دارد توی شب های اشتهاآور تو به روز می اندیشد... با این ها به روزم: انتخابات:از چشم های سیاه تو تا رأی های سفید من.... میم مثل مادر:این را با لهجه ی لالایی هایم بخوان.... معرفی کولاژ...تشنج کلمات...و آوازهایی که باد برد کوتاه ِ کوتاه ِ کوتاه! و چهارپاره ای که شاگرد کوچک نقدهای شماست! «برایت حرف دارم پس برایم حرف خواهی داشت» بی صبرانه منتظر حرف هایتان هستم! با احترام: صدیقه حسینی_غزلگیجه ببخشید اسم علی روی این سیستم سیو بود شرمنده